-
آخرین یادداشت خوش آمدید
جمعه 21 آبان 1400 09:25
خوش آمدید
-
فصل 7
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:39
1 حکم مکنید تا بر شما حکم نشود. 2 زیرا بدان طریقی که حکم کنید بر شما نیز حکم خواهد شد و بدان پیمانهای که پیمایید برای شما خواهند پیمود. 3 و چون است که خس را در چشم برادر خود میبینی و چوبی را که در چشم خود داری نمییابی؟ 4 یا چگونه به برادر خود میگویی، اجازت ده تا خس را از چشمت بیرون کنم، و اینک، چوب در چشم تو است؟ 5...
-
فصل 8
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:36
1 و چون او از کوه به زیر آمد، گروهی بسیار از عقب او روانه شدند. 2 که ناگاه ابرصی آمد و او را پرستش نموده، گفت، ای خداوند اگر بخواهی، میتوانی مرا طاهر سازی. 3 عیسی دست آورده، او را لمس نمود و گفت، میخواهم؛ طاهر شو! که فوراً برص او طاهر گشت. 4 عیسی بدو گفت، زنهار کسی را اطّلاع ندهی بلکه رفته، خود را به کاهن بنما و آن...
-
فصل 9
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:34
1 پس به کشتی سوار شده، عبور کرد و به شهر خویش آمد. 2 ناگاه مفلوجی را بر بستر خوابانیده، نزد وی آوردند. چون عیسی ایمان ایشان را دید، مفلوج را گفت، ای فرزند، خاطر جمع دار که گناهانت آمرزیده شد. 3 آنگاه بعضی از کاتبان با خود گفتند، اینشخص کفر میگوید. 4 عیسی خیالات ایشان را درک نموده، گفت، از بهر چه خیالات فاسد بهخاطر...
-
فصل 10
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:31
1 و دوازده شاگرد خود را طلبیده، ایشانرا بر ارواح پلید قدرت داد که آنها را بیرون کنند و هر بیماری و رنجی را شفا دهند. 2 و نامهای دوازده رسول این است، اوّل شمعون معروف به پطرس و برادرش اندریاس؛ یعقوببن زِبِدی و برادرش یوحنّا؛ 3 فِیلپُّس و برتولما؛ توما و متّای باجگیر؛ یعقوب بن حلفی و لبی معروف به تدّی؛ 4 شمعون قانوی و...
-
فصل 11
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:29
1 و چون عیسی این وصیّت را با دوازدهشاگرد خود به اتمام رسانید، از آنجا روانه شد تا در شهرهای ایشان تعلیم دهد و موعظه نماید. 2 و چون یحیی در زندان، اعمال مسیح را شنید، دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، 3 بدوگفت، آیا آن آینده تویی یا منتظر دیگری باشیم؟ 4 عیسی در جواب ایشان گفت، بروید و یحیی را از آنچه شنیده و دیدهاید،...
-
فصل 12
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:28
1 در آن زمان، عیسی در روز سَبَّت از میان کشتزارها میگذشت و شاگردانش چون گرسنه بودند، به چیدن و خوردن خوشهها آغاز کردند. 2 امّا فریسیان چون این را دیدند، بدو گفتند، اینک، شاگردان تو عملی میکنند که کردن آن در سَبَّت جایز نیست. 3 ایشان را گفت، مگر نخواندهاید آنچه داود و رفیقانش کردند، وقتی که گرسنه بودند؟ 4 چه طور به...
-
فصل 13
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:26
فصل 13 1 و در همان روز، عیسی از خانه بیرون آمده، به کنارهٔ دریا نشست 2 و گروهی بسیار بر وی جمع آمدند، بقسمی که او به کشتی سوار شده، قرار گرفت و تمامی آن گروه بر ساحل ایستادند؛ 3 و معانی بسیار به مَثَلها برای ایشان گفت، وقتی برزگری بجهت پاشیدنِ تخم بیرون شد. 4 و چون تخم میپاشید، قدری در راه افتاد و مُرغان آمده، آن را...
-
فصل 14
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:23
1 در آن هنگام هیرودیس تِیترارْخ چون شهرت عیسی را شنید، 2 به خادمان خود گفت، این است یحیی تعمیددهنده که از مردگان برخاسته است، و از این جهت معجزات از او صادر میگردد. 3 زیرا که هیرودیس یحیی را بخاطر هیرودیا، زن برادر خود فیلپُس گرفته، در بند نهاده و در زندان انداخته بود؛ 4 چون که یحیی بدو همیگفت، نگاه داشتن وی بر تو...
-
فصل 15
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:22
فصل 15 1 آنگاه کاتبان و فریسیان اُورشلیم نزد عیسی آمده، گفتند، 2 چون است که شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز مینمایند، زیرا هرگاه نان میخورند دست خود را نمیشویند؟ 3 او در جواب ایشان گفت، شما نیز به تقلید خویش، از حکم خدا چرا تجاوز میکنید؟ 4 زیرا خدا حکم داده است که مادر و پدر خود را حرمت دار و هرکه پدر یا مادر را...
-
فصل 16
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:20
1 آنگاه فریسیان و صدّوقیان نزد او آمده،از روی امتحان از وی خواستند که آیتی آسمانی برای ایشان ظاهر سازد. 2 ایشان را جواب داد که در وقت عصر میگویید هوا خوش خواهد بود زیرا آسمان سرخ است؛ 3 و صبحگاهان میگویید امروز هوا بد خواهد شد زیرا که آسمان سرخ و گرفته است. ای ریاکاران میدانید صورت آسمان را تمییز دهید، امّا علاماتِ...
-
فصل 17
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:19
1 و بعد از شش روز، عیسی، پطرس و یعقوب و برادرش یوحنّا را برداشته، ایشان را در خلوت به کوهی بلند برد. 2 و در نظر ایشان هیأتِ او متبدّل گشت و چهرهاش چون خورشید، درخشنده و جامهاش چون نور، سفید گردید. 3 که ناگاه موسی و الیاس بر ایشان ظاهر شده، با او گفتگو میکردند. 4 امّا پطرس به عیسی متوجّه شده، گفت که، خداوندا، بودن ما...
-
فصل 18
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:17
فصل 18 1 در همان ساعت، شاگردان نزد عیسیآمده، گفتند، چه کس در ملکوت آسمان بزرگتر است؟ 2 آنگاه عیسی طفلی طلب نموده، در میان ایشان برپا داشت 3 و گفت، هرآینه به شما میگویم تا بازگشت نکنید و مثل طفلِ کوچک نشوید، هرگز داخل ملکوت آسمان نخواهید شد. 4 پس هر که مثل این بچه کوچک خود را فروتن سازد، همان در ملکوت آسمان بزرگتر...
-
فصل 19
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:15
1 و چون عیسی این سخنان را به اتمامرسانید، از جلیل روانه شده، به حدود یهودیه از آن طرف اُرْدُنّ آمد. 2 و گروهی بسیار از عقب او آمدند و ایشان را در آنجا شفا بخشید. 3 پس فریسیان آمدند تا او را امتحان کنند و گفتند، آیا جایز است مرد، زن خود را به هر علّتی طلاق دهد؟ 4 او در جواب ایشان گفت، مگر نخواندهاید که خالق در ابتدا...
-
فصل 20
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:13
1 زیرا ملکوت آسمان صاحب خانهای را ماند که بامدادان بیرون رفت تا عَمَله بجهت تاکستان خود به مزد بگیرد. 2 پس با عمله، روزی یک دینار قرار داده، ایشان را به تاکستان خود فرستاد. 3 و قریب به ساعت سوم بیرون رفته، بعضی دیگر را در بازار بیکار ایستاده دید. 4 ایشان را نیز گفت، شما هم به تاکستان بروید و آنچه حقّ شما است به شما...
-
فصل 21
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:12
1 و چون نزدیک به اورشلیم رسیده، وارد بیت فاجی نزد کوه زیتون شدند. آنگاه عیسی دو نفر از شاگردان خود را فرستاده، 2 بدیشان گفت، در این قریهای که پیش روی شما است بروید و در حال، الاغی با کرهّاش بسته خواهید یافت. آنها را باز کرده، نزد من آورید. 3 و هرگاه کسی به شما سخنی گوید، بگویید خداوند بدینها احتیاج دارد که فیالفور...
-
فصل 22
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:10
1 و عیسی توجّه نموده، باز به مَثَلها ایشان را خطاب کرده، گفت، 2 ملکوت آسمان پادشاهی را ماند که برای پسر خویش عروسی کرد. 3 و غلامان خود را فرستاد تا دعوتشدگان را به عروسی بخوانند و نخواستند بیایند. 4 باز غلامان دیگر روانه نموده، فرمود، دعوتشدگان را بگویید که، اینک، خوان خود راحاضر ساختهام و گاوان و پرواریهای من کشته...
-
فصل 23
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:09
1 آنگاه عیسی آن جماعت و شاگردان خود را خطاب کرده، 2 گفت، کاتبان و فریسیان بر کرسی موسی نشستهاند. 3 پس آنچه به شما گویند، نگاه دارید و بجا آورید، لیکن مثل اعمال ایشان مکنید زیرا میگویند و نمیکنند. 4 زیرا بارهای گران و دشوار را میبندند و بر دوش مردم مینهند و خود نمیخواهند آنها را به یک انگشت حرکت دهند. 5 و همهٔ...
-
فصل 24
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:08
1 پس عیسی از هیکل بیرون شده، برفت.و شاگردانش پیش آمدند تا عمارتهای هیکل را بدو نشان دهند. 2 عیسی ایشان را گفت، آیا همهٔ این چیزها را نمیبینید؟ هرآینه به شما میگویم در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد که به زیر افکنده نشود! 3 و چون به کوه زیتون نشسته بود، شاگردانش در خلوت نزد وی آمده، گفتند، به ما بگو که این امور...
-
فصل 25
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:06
1 در آن زمان ملکوت آسمان مثل ده باکره خواهد بود که مشعلهای خود را برداشته، به استقبال داماد بیرون رفتند. 2 و از ایشان پنج دانا و پنج نادان بودند. 3 امّا نادانان مشعلهای خود را برداشته، هیچ روغن با خود نبردند. 4 لیکن دانایان، روغن در ظروف خود با مشعلهای خویش برداشتند. 5 و چون آمدن داماد بطول انجامید، همه پینکی زده،...
-
فصل 26
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:04
1 و چون عیسی همهٔ این سخنان را به اتمام رسانید، به شاگردان خود گفت، 2 میدانید که بعد از دو روز عید فصح است که پسر انسان تسلیم کرده میشود تا مصلوب گردد. 3 آنگاه رؤسای کَهَنَه و کاتبان و مشایخ قوم در دیوانخانهٔ رئیس کَهَنَه که قیافا نام داشت جمع شده، 4 شورا نمودند تا عیسی را به حیله گرفتار ساخته، به قتل رسانند. 5 امّا...
-
فصل 27
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:02
1 و چون صبح شد، همهٔ رؤسای کهنه و مشایخ قوم بر عیسی شورا کردند که او را هلاک سازند. 2 پس او را بند نهاده، بردند و به پنطیوس پیلاطس والی تسلیم نمودند. 3 در آن هنگام، چون یهودا تسلیم کننده اودید که بر او فتوا دادند، پشیمان شده، سی پارهٔ نقره را به رؤسای کهنه و مشایخ ردّ کرده، 4 گفت، گناه کردم که خون بیگناهی را تسلیم...
-
فصل 28
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:01
1 و بعد از سَبَّت، هنگام فجرِ روز اوّل هفته، مریم مَجْدَلیّه و مریم دیگر بجهت دیدن قبر آمدند. 2 که ناگاه زلزلهای عظیم حادث شد از آنرو که فرشته خداوند از آسمان نزول کرده، آمد و سنگ را از درِ قبر غلطانیده، بر آن بنشست. 3 و صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود. 4 و از ترس او کشیکچیان به لرزه درآمده، مثل مرده گردیدند....
-
فصل 20
پنجشنبه 20 آبان 1400 23:00
1 بامدادان در اوّل هفته، وقتی که هنوز تاریک بود، مریم مَجْدَلیّه به سر قبر آمد و دید که سنگ از قبر برداشته شده است. 2 پس دوان دوان نزد شمعون پطرُس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست میداشت آمده، به ایشان گفت، خداوند را از قبر بردهاند و نمیدانیم او را کجا گذاردهاند. 3 آنگاه پطرس و آن شاگرد دیگر بیرون شده، به جانب...
-
فصل 21
پنجشنبه 20 آبان 1400 22:58
1 بعد از آن عیسی باز خود را در کنارهدریای طبریّه، به شاگردان ظاهر ساخت و بر اینطور نمودار گشت، 2 شمعون پطرس و تومای معروف به توأم و نَتَنائیل که از قانای جلیل بود و دو پسر زِبِدی و دو نفر دیگر از شاگردان او جمع بودند. 3 شمعون پطرس به ایشان گفت،میروم تا صید ماهی کنم. به او گفتند، مانیز با تو میآییم. پس بیرون آمده، به...
-
اول یوحنا -فصل 1
پنجشنبه 20 آبان 1400 22:57
1 آنچه از ابتدا بود و آنچه شنیدهایم و به چشم خود دیده، آنچه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد، دربارهٔٔ کلمهٔ حیات. 2 (و حیات ظاهر شد و آن را دیدهایم و شهادت میدهیم و به شما خبر میدهیم از حیات جاودانی که نزد پدر بود و بر ما ظاهر شد.) 3 از آنچه دیده و شنیدهایم شما را اعلام مینماییم تا شما هم با ما شراکت داشته...
-
فصل 17
پنجشنبه 20 آبان 1400 22:55
1 عیسی چون این را گفت، چشمان خود را به طرف آسمان بلند کرده، گفت، ای پدر ساعت رسیده است. پسر خود را جلال بده تا پسرت نیز تو را جلال دهد. 2 همچنان که او را بر هر بشری قدرت دادهای تا هر چه بدو دادهای به آنها حیات جاودانی بخشد. 3 و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحِد حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسند. 4 من بر...
-
فصل 16
پنجشنبه 20 آبان 1400 22:54
1 این را به شما گفتم تا لغزش نخورید 2 شما را از کنایس بیرون خواهند نمود؛ بلکه ساعتی میآید که هر که شما را بکُشد، گمان بَرَد که خدا را خدمت میکند. 3 و این کارها را با شما خواهند کرد، بجهت آنکه نه پدر را شناختهاند و نه مرا. 4 لیکن این را به شما گفتم تا وقتی که ساعت آید بهخاطر آورید که من به شما گفتم. و این را از اوّل...
-
فصل 15
پنجشنبه 20 آبان 1400 22:52
1 من تاک حقیقی هستم و پدر من باغبان است. 2 هر شاخهای در من که میوه نیاورد، آن را دور میسازد و هر چه میوه آرد آن را پاک میکند تا بیشتر میوه آورد. 3 الحال شما بهسبب کلامی که به شما گفتهام پاک هستید. 4 در من بمانید و من در شما. همچنانکه شاخه از خود نمیتواند میوه آورد اگر در تاک نماند، همچنین شما نیز اگر در من...
-
فصل 14
پنجشنبه 20 آبان 1400 22:50
1 دل شما مضطرب نشود! به خدا ایمانآورید به من نیز ایمان آورید. 2 در خانهٔ پدر من منزل بسیار است والاّ به شما میگفتم. میروم تا برای شما مکانی حاضر کنم، 3 و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، بازمیآیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من میباشم شما نیز باشید. 4 و جایی که من میروم میدانید و راه را...